بایگانی زندگی در متن

Stay in the hell out of my life

تو این مدت که نبودم خیلی اتفاقا افتاد و البته همینطور داره میفته..خدا هم قسمت آسفالت جاده رو گرفته رو دهن ما.خیلی خسته ام.خیلی اذیت شدم تو این مدت.دلم میخواد بگم گه به قبر بابای نمرده ت اما دلم نمیاد آخه بابات آدم خوبیه!دیگه رمق نفرین و ناله هم ندارم.هیچی نمیگم.تو سکوت خودم نشستم ببینم چی میشه.اما بدون اگه فقط یه آدم تو دنیا باشه که برات بدترینا رو بخواد اون "منم".خودتم اینو میدونی!!

*I have kenn eyes to follow your life

وصله پینه ی بی ربط:پناه آوردم به دیتاهای پایان نامه م هی شخمشون میزنم ببینم شاید دوباره بشه از توش یه مقاله ای در آورد...

***مرسی از همه شماهایی که هنوز بعد این همه تاخیر اینجا هستین و منو میخونین:*

   + عسل بانو ; ۱٢:۱۸ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱۳٩۳/٧/٧
comment نظرات ()

چقد دلم گرفته باز!

رفتنت مردانه نبود.حداقل مرد باش و هیچوقت برنگرد!

پ.ن:قصه مون تموم شد.

   + عسل بانو ; ۱٠:٠٧ ‎ق.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۳/٤/٢٤
comment نظرات ()

relationship

 

چرا همیشه میخوایم همدیگرو تو برزخ عاطفی نگه داریم؟چرا تکلیف همو مشخص نمیکنیم؟!چرا اگه همدیگرو دوست داریم نمیگیم به هم؟!چرا انقد مغروریم؟!چرا وقتی میدونیم طرفمون رو چیزی حساسه باز تکرارش میکنیم؟در حالیکه با این کارمون تنها ثابت میکنیم رگه هایی از اختلال شخصیتی سادیستیک توی رفتارمون داریم!چرا اشتباهاتمونو به گردن نمیگیریم و حاضریم برای تبرئه کردن خودمون حتی تا مرز عذاب وجدان دادن به طرف مقابلمون پیش بریم؟!چرا وقتی از هم فاصله میگیریم دلمون همدیگرو میخواد وقتی با همیم میزنیم تو پر هم؟!آخه این چه زندگی ایه واسه خودمون درست کردیم؟!

پ.ن:یادمون باشه وارد رابطه میشیم که به آرامش برسیم.با هم بخندیم شاد باشیم درد دل کنیم گفتگو و تبادل فکر کنیم و ..رابطه ای که داره مغزمونو هر روز رنده میکنه بایذ هر چه زودتر کات بشه!

 

                                    

   + عسل بانو ; ۱٠:٥٩ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۳/٤/۱
comment نظرات ()

یه نصیحت خواهرانه کوچولو!

هی خواستم چیزی نگم اما دیدم دارم خفه میشم.آخه خانمی که رنگ پوستت گندمی یا سبزه س چرا موها و ابروهاتو بلوند و زرد میکنی آخه؟!خب من نمیتونم قیافه تو تحمل کنم آخه!آخه وقتی با موهای بلوند آرایش میکنی عین دروداف ها و راکاره های خیابونی میشی وقتی هم که آرایش نمیکنی میشی استغفرالله عین مریضای سرطانی.سه روز بعدم که رنگ موهای خودت تِر میزنه به اون همه پولی که ریختی تو شکم آرایشگر!بابا به مولا با رنگ موهای خودتون ملوس ترین! دِ آخه ابروتو روشن میکنی با زیر ابروی سیاه سیخ سیخیت چه کار میکنی آخه؟!

پ.ن.دلم واقعا برا تک تکتون تنگ شده بود بچه ها.خوشالم باز اومدم:)

   + عسل بانو ; ٩:۳٠ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۳/۳/٢٥
comment نظرات ()

:|

فعلا که دارم خر درونمو تیمار و تقویت میکنم.هی میتازه اینور و اونور تصمیماتی میگیره که من حیرانم!

وصله پینه ی بیربط:چرا 99.9% زندگی شما مردا رُ سکس تشکیل میده؟!

   + عسل بانو ; ۸:٤٦ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۱۳٩۳/۱/٢٠
comment نظرات ()

حیاط خونمون شبدر چهاربرگ زاست:)

مشاهده یادداشت خصوصی

   + عسل بانو ; ۱۱:٥۱ ‎ق.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۳/۱/۱٧
comment نظرات ()

:|)

شمال

یه فنجون فنجون چای پررنگ تازه دم.بلافاصله بعدش یکی دیگه!

کتاب "راز فال ورق" یاستین گوردر باید تموم شه.رسیدم به آس خاج:)

کاش بارونم بباره!

وصله پینه ش:خدایا..یه لحظه اون گوشاتٌ باز کن ببین چی میگم!گوش داری اصن؟!همه گفتن داری!منم باورم شد داری!خب.یکی از گوشاتٌ محکم نگه دار و اون یکیو باز بزار.تو که میدونی من چی میخوام!هوم؟!شنیدی چی گفتم؟؟؟؟!!حالا خوب گفته های منو آنالیز کن!!کجاش بی ربط بود آخه؟انقد ما رو اذیت نکن!

   + عسل بانو ; ٧:٤٩ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱۳٩۳/۱/٥
comment نظرات ()

narrowminded

 دروغ چرا؟!من واقعا ایام عید رو دوست ندارم..مجبورم قیافه ی خیلیا رو که ازشون فرار میکنم به زور ببینم و شر و ورا و مزخرفاتشونو با یه لبخند نمکین زوری پشت سر بزارم..این کجاش خوبه آخه؟هیچوقت نتونستم آدمای سبک مغز تحمل کنم!

   + عسل بانو ; ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ ; یکشنبه ۱۳٩۳/۱/۳
comment نظرات ()
← صفحه بعد